منافع و مزایای استفاده از وکیل دادگستری در دعاوی

تشخیص و تمییز حق از باطل، اجرای عدالت و حکومت بین اصحاب دعوی در محاکم، اگرچه به عهده دادرسان و قضات محترم است اما انجام این مهم به گونه شایسته و دقیق، در عین حال مستلزم همکاری اشخاصی است که با توجه به تخصص خویش در این امر با محاکم همکاری می نمایند.

در این خصوص احاطه به شیوه تنظیم دادخواست ها، شکایات و لوایح، انتخاب اسناد و سایر ادله، زمان و طریق ارائه و استناد به آن ها، تشخیص مرجع صالح به رسیدگی، ارائه دفاعیات و همچنین اقدامات لازم، در مهلتی که قانون پیش بینی می کند، لازمه اثبات و احقاق حق است و هر دعوا یا دفاعی که بدون رعایت آن ها مطرح شود در بسیاری از موارد می تواند موجب گردد که شخص بی حقی در دعوا پیروز شود.

بی گمان در جریان دادرسی، احتمال لغزش و خطا و اشتباه، از طرف قضات و داوران و حتی اصحاب دعوا وجود دارد. از این رو، حضور وکیل کاردان، متعهد و قانونمند در روند دادرسی می تواند تضمین مناسبی در جلوگیری از انحراف مسیر دادرسی تلقی گردد. ثمره مستقیم و عملی چنین حضوری، پیشگیری از ضایع شدن حقوق اصحاب دعوا و انحراف قضایی می باشد؛ ضمن آنکه وکلا در مقام دفاع، یکی از محورهای تعیین کننده و مؤثر تلقی می شوند. وکیل در مقام دفاع از موکل و موضوع وکالت، با مطالعه همه جانبه قوانین و رویه ها سعی می کند از آخرین داده های قضایی استفاده کند و قاضی در مقام تقابل و تعامل، به نوبه خود کوشش می نماید تا با افزایش اطلاعات، استنتاج قضایی خود را ارتقا بخشد. بی علت نیست که وکلا و قضات را دو بال فرشته عدالت نامیده اند. (نه به این خاطر که خود وکیل دادگستری هستم این را می گویم اما عقیده شخصی اینجانب این است که مقامی بالاتر از وکیل دادگستری -که بر حق اصرار نماید- وجود ندارد). چرا که در بسیاری موارد، ضرورت ایجاب می کند که وکیل در تعامل با قاضی، به هدایت علمی و عملی یکدیگر پرداخته و دانسته های خود را در اختیار همدیگر قرار دهند.

شکی نیست که داور یا قاضی رسیدگی کننده  با مشاهده وکلا و  اشخاص مطلع در جلسه رسیدگی، در رعایت حقوق اساسی و اصول دادرسی بیشتر خواهد کوشید.

مهم تر از همه اینکه وکیل دادگستری با آگاهی به قوانین موجود از یک طرف و شناخت کافی نسبت به نقاط ضعف، نقایص، کمبودها و ابهام هایی که وجود دارد، تلاش خود را به سمت هدایت جریان رسیدگی، آگاه نمودن قاضی و موکل از قوانین و عرف، طرح دعوی و اعتراض در مهلت  های مقرر قانونی و نظیر آن، معطوف می دارد.

به هر حال جمله معروف پروفسور اشتاین که «اگر کسی بدون وکیل در دعاوی حاضر شود، ممکن است در تله های قانونی و حقوقی که طرف مقابل تعبیه کرده، بیفتد» همواره اعتبار خود را دارد.

بدیهی است تخصص وکیل در بررسی اسناد و مدارک طرف مقابل و ارزیابی شهادت شهود و احاطه او بر رویه قضایی و ادله اثبات دعوا، تنها در رشته حقوق آموزش داده می شود و سایر افراد مانند کارمندان یا مدیران  شرکت های تجاری که قرار است به عنوان نماینده شرکت در جلسه رسیدگی حضور یابند، از آن اطلاعی ندارند. از طرف دیگر حل و فصل اختلافات و دعاوی پیچیده و تخصصی به ویژه اختلافات تجاری و هنری بدون همراهی وکیل و یا کارشناسان، برای داوران و قضات بی تجربه میسر نیست – علی الخصوص آنجا که بحث تفسیر قرارداد پیش می آید.

در خصوص حق داشتن وکیل مدافع اصل سی و پنجم قانون اساسی مقرر می دارد: در همه دادگاه ها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد. همچنین ماده ۱۲۸ آیین دادرسی کیفری بیان داشته است که متهم می تواند یک نفر وکیل همراه خود داشته باشد.

متاسفانه هنوز برخی از مردم درک صحیحی از نقش وکیل مدافع ندارند. این امر تا حد زیادی به دلیل تصور غلطی است که رسانه ها در ذهن مردم ایجاد کرده اند امید است با عملکرد صحیح، حرفه ای، اخلاقی و منصفانه وکلا این تصورات غلط، هر چند ناچیز، اصلاح گردد. شک نیست که حضور وکیل در داوری ها، موجب افزایش سرعت و دقت در رسیدگی های قضایی و داوری می شود.

در پایان در صورت نیاز به دفاع یا طرح دعوی در دادگاه دارید آقای رامین کاکاوند، وکیل پایه یک دادگستری و کارشناس ارشد عکاسی و مولف کتاب حقوق عکاسان و هنرمندان با تجریه چندین پرونده موفق در خصوص عکاسان و خبرنگاران و اصحاب رسانه آمادگی پذیرش وکالت و یا ارائه مشاوره حقوقی به شما را با تعیین وقت قبلی دارد.